پرسونال برندینگ(برندسازی شخصی)

تقریبا اکثر صاحبان کسب و کار به اهمیت برندینگ و بنچ مارکتینگ پی برده اند و بر همین اساس برنامه های مٌدوّن و مستمر تبلیغاتی را به اجرا در می آورند؛ با این وجود هنوز کمتر کسی است که به برندسازی شخصی (Personal Branding) و اهمیت آن واقف باشد.

در دنیای برندها همیشه اولین ها، برنده ی رقابت هستند. در واقع این اولین ها هستند که به بنچ مارک هر حوزه ای تبدیل می شوند؛ به همین دلیل است که خیلی از اوقات محصولات بعدی که شرکت های دوم تا چندم تولید می کنند با اسم اولین محصول شناخته می شوند.

هنوز هم اکثر مردم مایع ظرفشویی را با نام ریکا و پودر لباسشویی را با نام تاید می شناسند، در حالی که ریکا و تاید برند اولین مایع ظرفشویی و اولین پودر لباسشویی تولید شده ی بازار بودند و محصولات بعدی با برند های دیگر تولید شدند.

این موضوع در همه ی رشته ها، خدمات و محصولات صدق می کند. شما که اکنون تصمیم گرفته اید برند شخصی خودتان را داشته باشید چند قدم جلوتر از سایر همکارانتان هستید چون می دانید چگونه باید راهتان را ادامه دهید.

اگر میخواهید وارد کارزار برندسازی شخصی یا همان پرسونال برندینگ شوید، همین ابتدای کار باید این نکته را در نظر داشته باشید، راهی که انتخاب کرده اید با وجود اینکه زندگیتان را به دو قسمت قبل و بعد از این تصمیم تقسیم می کند اما چالش های خاص خودش را هم به دنبال دارد. اینکه شما انتظار داشته باشید به یک چهره محبوب، معروف و تاثیرگذار تبدیل شوید و مثل اکنون در سکوت به زندگی خود ادامه دهید تقریبا غیرممکن است. اگر مورد توجه بودن، تقاضای زیاد برای عکس گرفتن، پیگیری اخبار و اتفاقات زندگی شخصی، دقت و تمرکز بر روی نوع حرف زدن، لباس پوشیدن و … ممکن است شما را آزار دهد؛ راهتان را تغییر دهید و قید برندسازی شخصی را بزنید.

این را به خاطر بسپارید در پروژه کلان برندسازی شخصی، دیده شدن و به چشم آمدن حتی از تخصص و مهارت شما مهم تر است. این موضوع به قدری حائز اهمیت است که کاملا باید مدیریت شده باشد. هرگونه فعل و انفعالی می تواند زمینه ساز رشد برند شخصی شما و یا تضعیف آن را فراهم کند. پس، از این به بعد هیچ یک از کارهای شما بی ثمر و بی اثر نخواهند بود.

هیچگاه نگوئید این کار را انجام دادم اما بی تاثیر بود. باید قبل از هرکاری نسبت به اثرات آن کاملا مطلع باشید. شما پس از پروژه برندسازی شخصی که از چندروز قبل کلید خورده است؛ به فردی بانفوذ قابل توجه در اجتماع و قابل اعتنا و اعتماد در رشته تخصصی خود تبدیل خواهید شد؛ برای اینکار هم تمام رفتار ها و واکنش هایتان باید مدیریت شده باشد.

ناگفته پیداست که افراد زیادی در حیطه ی کاری شما وجود دارند که مشابه تخصص و توانایی شما به کار و فعالیت حرفه ای مشغول هستند و اتفاقا برای دیده شدن هزینه های سنگین و قابل توجهی را انجام می دهند؛ پس رقابت، آن هم در این شرایط، گرچه سخت، اما شدنی است. اولین کاری که لازم است برای این رقابت انجام دهید این است که وجه متمایزی از خودتان را که دیگران ندارند مورد توجه قرار داده و روی آن متمرکز شوید؛ شما با اینکار یک قدم جلوتر از بقیه افرادی خواهید بود که مسیر تبلیغات و برندسازی را در حوزه کاری شما دنبال می کنند چون اکثر افراد، برندسازی را در موفقیت شغلی و مالی خلاصه می کنند ولی شما راهی را انتخاب کرده اید که در کنار درآمد بیشتر به محبوبیت هم می انجامد و مردم دنبال کنندگان شما خواهند بود.

برندسازی شخصی به شما امکان دیده و شنیده شدن می دهد چون بسیاری از مردم جامعه درحال حاضر از وجود شما و توانایی های بالقوه ای که دارید مطلع نیستند و در حافظه ی تصویری و دیداری و شنیداری آنها اسم شما به ثبت نرسیده است.

وقتی شما خودتان را بعنوان یک برند متمایز معرفی می کنید؛ به مخاطب این پیام را انتقال می دهید که باید من را بعنوان فردی توانمند و جذاب بپذیرید؛ اینکار ناخودآگاه باعث افزایش اعتماد به نفس اجتماعی شما شده و بدیهی است افرادی که اعتماد به نفس بالاتری دارند از تسلط رفتار وکلام بیشتری هم برخوردار هستند.

اگرچه آغاز مسیر برندسازی شخصی بسیار پرپیچ و خم است اما هرچه وارد مسیر می شوید و قدم های محکم تری برمیدارید؛ شاهد اثرات و رشد تصاعدی خواهید بود. درواقع شما در مسیر برندسازی شخصی به مخاطب القا می کنید که باید چه تصویری از شما در ذهن خود داشته باشد و چگونه درمورد شما قضاوت کند.

ممکن است برخی از مخالفان حوزه ی برندینگ این نظریه را قبول نداشته باشند اما من به شخصه اعتقاد دارم برندسازی شخصی همان self promotion است، با این تفاوت که جهت گیری مدیریت شده ی آن توسط یک مدیر برند آگاه به شرایط اجتماعی صورت می پذیرد و اوست که می داند از این کار به دنبال چه نتیجه ای است؛ پس پازلی به ظاهْر گنگ، برای دیگران ایجاد می کند که پس از پایان پروژه و در آخر کار یک تصویر جذاب را تشکیل می دهد.

مخاطب شما باید با قدرت ادراک خود از هرآنچه به شما و نامتان مربوط می شود به قضاوت شما بنشیند. مساله بسیار مهم در فرایند برندسازی شخصی ادراکی هست که می خواهید در مخاطب ایجاد نمایید.

مخاطب عاشق قضاوت کردن است و شما اگر ابزار کافی برای قضاوت در اختیار وی قرار ندهید او با مستنداتی که رقبای شما تحویل او میدهند و او هم با اشتیاق آنها را کنار هم می چیند، پای میز قضاوت می نشیند. ساده تر بگویم شما باید از خودتان برای مخاطبتان هویت سازی کنید و آن را در ذهن او تثبیت کنید. اگر نتوانید اینکار را انجام دهید رقبای شما این مسئولیت را برعهده می گیرند و شما را آنگونه که خودشان دوست دارند به مردم معرفی می کنند.

شما در راهی که انتخاب کرده اید تصویری از خود به مخاطبتان ارائه می دهید که به نمایندگی از شما در ذهن خود ثبت کند. هرچه این تصویر واضح تر و پر رنگ و لعاب تر باشد مخاطب بیشتر جذب می شود و به شما به چشم یک فرد متمایز نگاه میکند . در این مسیر شما باید، هم مخاطب خاص و هم مخاطب عام را درنظر بگیرید. یعنی شکلی از خودتان را به مردم نشان دهید که افراد خاص نتوانند انتقادی کنند و افراد عام نیز جذب برند شخصی شما شوند.

شما در برندسازی شخصی بیشتر از هرچیز دیگری باید بدانید مخاطب شما چه چیزی می خواهد؟ برای تاثیر روی او کدام حس یا حواس او را باید نشانه بگیرید؟ اینکار وظیفه ی شما نیست بلکه کاری است که مدیر برندینگ شخصی شما انجام می دهد. درتمام طول مدت باید ارتباط تنگاتنگ و صادقانه ای بین شما و مدیر برندسازی شخصی شما شکل بگیرد. او در واقع نقش رهبر ارکستر را در پروژه شما دارد و به تک تک افراد می گوید که چگونه و با چه ریتمی بنوازند تا هارمونی جذابی برای رسیدن به هدف شکل گیرد.

شما هرچه منحصر به فردتر باشید راحت تر به چشم مخاطب می آیید و برندتر خواهید شد. برای برند متمایز شدن قبل از هرچیزی باید آنالیز کامل و درستی از وضعیت کنونی خودتان و افراد مشابه به خود داشته باشید، وقتی جایگاه خودتان را شناسایی کردید می توانید برای ارتقاء آن هم برنامه ریزی کنید.

بارزترین نتیجه ای که شما در فرایند برندسازی شخصی به دست می آورید این است که به جای اینکه شما دنبال مشتریان بروید آنها به دنبال شما می گردند. این کار همان هدفی است که همه ی افراد صاحب سبک در دنیا به آن دست پیدا کرده اند. درواقع شما برای برند شدن باید روایت گر خوبی از داستان خودتان به مخاطب باشید. اینکه در ذهن شما چه میگذرد و چه اندازه تفکرات شما ارزش بازگو کردن دارد همان ماموریتی است که باید به خوبی از پس آن برآیید.

هیچگاه فراموش نکنید که شما با برندسازی شخصی، موفقیت را بر پایه ی الگوهای قابل کنترل پایه ریزی می کنید و تا زمانی که تفکر برندسازی شخصی در شما در حال رشد کردن است، این شما هستید که تعیین می کنید مردم چگونه شما را قضاوت کرده و درمورد شما فکر کنند.

اطلاعات شما در ذهن مردم قابل حذف شدن نیست اما به سادگی و با برنامه ریزی درست می توان آن را هدایت نمود. مردم همواره از افراد مشهور و محبوب تاثیر پذیرفته اند و این تاثیرپذیری تا همیشه هم برقرار خواهد بود. افراد مشهور از افراد دیگر محبوبیت بیشتری دارند و امکانات بیشتری برایشان فراهم می شود. راه رشد را سریعتر می پیمایند و به ثروت بالاتری می رسند. شما هر اندازه که برای برندسازی شخصی خود سرمایه گذاری کنید در بازه ی زمانی میان مدت چند ده برابر آن را دریافت خواهید کرد. اینکه در آینده نه چندان دور، شما به چه میزان از ثروت و نفوذ اجتماعی رسیده باشید به تصمیم امروز شما بستگی دارد.

تصمیم امروز شما حتی روی اینکه چگونه حرف بزنید؟ چگونه رفتار کنید؟ چگونه لباس بپوشید؟ با چه کسانی رابطه دوستانه و نزدیک داشته باشید هم موثر است. به بیان ساده باید بگویم برندسازی شخصی، یک نوع سبک زندگی منحصر به فرد است. در برندسازی شخصی این نام شماست که بعنوان برند شناخته می شود و اعتبار کسب می کند، برندی که هیچکس نمی تواند آن را از شما بگیرد و یا تهدید به نابودی کند.

فهرست